يحيى دولت آبادى

232

حيات يحيى ( فارسى )

برسد كه اين پيش‌آمد ساخته شده مقدمه يك نهضت حقيقى ملى شمرده شود و در پس اين مجاز حقيقتى هويدا گردد . بالجمله در تهران و اطراف آن حكومت نظامى به تمام معنى دائر ميگردد و از دروازه‌هاى تهران بىاجازه حكومت كسى حق خارج شدن ندارد راهها در دست قواى نظامى است در ولايتهاى نزديك مانند قزوين و قم و غيره بفوريت حكومت نظامى اعلام مىشود و بولايتهاى دور دست با تلگراف دستور ميدهند كه هريك از حكام اوامر دولت تازه را اطاعت كردند بجاى خود خواهند بود و هركدام سرپيچى كردند دستگير شده بمركز فرستاده شوند و روى اين خطاب هركجا ادارهء قزاق بود برئيس آن اداره و هركجا قزاق نبود برئيس اداره ژاندارمرى بود . اين عمليات لشگرى و اما ترتيب امور كشورى روز سيم اين واقعه يا ششم برج حوت سيد ضياء الدين با دستخط همايونى كه عينا نوشته مىشود رئيس دولت ميگردد . « نظر باعتمادى كه بحسن كفايت و خدمتگذارى جناب ميرزا سيد ضياء الدين داريم معزى اليه را بمقام رياست وزراء برقرار و منصوب فرموده اختيارات تامه براى انجام وظايف خدمت رياست وزرائى بمعزى اليه مرحمت فرموديم جمادى الاخر 1339 محل صح همايونى » خوانندگان اين نكته را بايد متوجه بوده باشند كه در حكومت مشروطه ملى پادشاهى كه خودش داراى اختيارات تام نيست چگونه ميتواند در غياب مجلس برئيس سيد ضياء الدين طباطبائى